العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
136
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
وجه آن را تأويل نمود . و بيشتر از قرآن و سنت مورد اجماع فرقههاى مختلف مسلمان است كه تغيير نكرده و صحيح است و نه در آن اضافه شده و نه كم گرديده احتمال تأويل مختلفى دارد با اين بيان لازم است يك مخبر صادق و معصوم از دروغ عمدى و اشتباه باشد خبر از منظور خدا و پيامبر بدهد در كتاب و سنت و واقع را بيان كند چون مردم در تأويل و توجيه اختلاف دارند و هر كدام آيات قرآن و سنت پيامبر را بنفع عقيده و مذهب خود توجيه ميكنند . اگر خداوند آنها را به همين صورت واگذارد و مخبرى كه واقعيت كتابش را بيان كند براى آنها قرار ندهد اختلاف در دين را تجويز نموده و خود وادارشان كرده زيرا كتابى را فرستاده كه قابل تأويل است و سنت پيامبرش نيز همين احتمال را دارد و دستور داده به آن دو عمل كنند مثل اينست كه ميگويد قرآن و سنت مرا تأويل نمائيد و عمل كنيد و با اين دستور عمل بمتناقض را تجويز كرده و هم اعتقاد به حق و خلاف آن را . چون چنين كارى بر خدا محال است بايد با قرآن و سنت در هر زمان كسى باشد كه منظور خدا را از آيات قرآن بيان كند و احتمالات ديگر را رفع نمايد و همچنين از فرمودههاى پيامبر اكرم در سنت و اخبار و تأويل و احتمالهائى كه الفاظ اخبارى كه اجماع بر صحت آنها شده رد نمايد . وقتى واجب بود مخبر صادق باشد لازم است كه براى او دروغ عمدى جايز نباشد و نه اشتباه بكند در مورد توضيح منظور خدا در قرآن و منظور پيامبر در اخبار و سنت در اين صورت بايد معصوم باشد . از مطالبى كه موجب تقويت اين دليل مىشود اينست كه مخالفين ما معتقدند كه خداوند قرآن را فقط براى عصر پيامبر نفرستاده و پيامبرى ديگر نخواهد بود و آنها را مأمور به عمل كردن به قرآن بواقع و حقيقت قرآن نموده وقتى جايز نباشد كه قرآن بر قومى نازل كند بدون ناطق و مفسر و مبيّنى كه تفسير مبهمات